دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
196
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
مبادله شد . يكى از ويژگيهاى نيمه دوم اين سده ، تأليف تعدادى از كتب در اروپا درباره ايران بود . مثلا درباره جنگهاى ايران و تركان تواريخى همچون تاريخ گ . ت . نيادوئى ، Historia della Gverra Fratvrech et Persiani ( رم ، 1587 م . ) و پ . بيزاروس ، Rerum Persicarum Historia ( انتورپ ، 1582 م . ) نوشته شد . اين آثار گرچه با اطلاعات دست دوم و سوم نوشته شدند ولى آكنده از مطالب و اطلاعات درست و صحيح بودند . در ايتاليا يكى از ونيزيان ثابت قدم بهنام جووانى باتيستا را موزيو اطلاعاتى بايسته درباره سفر و اكتشاف جمعآورى كرد و سه جلد نخستين آن در ونيز بين سالهاى 1550 م . و 1563 م . تحت عنوان Delli Navigationi et viaggi raccolte da M . Gio . Battista Ramusio منتشر شد . ريچارد هاكلويت همتاى انگليسى راموزيو در سال 1598 م . كتابى با عنوان The Principal Navigations , Voyages , Traffiques and Discoveries نوشت و در آن اطلاعات و گزارش رالف فيچ را از سفرهاى خود راجعبه ايران انتشار داد . در دوره اليزابت انگليس ، ايران را كشورى آكنده از تجملات ، جاه و جلال و جلا مىشناختند . اسپنسر در كتاب Faerie Queene ( ملكه پريان ، كتاب 1 ، بخش IV ، ص 7 ) ايران را « مهد غرور و مباهات » مىنامد . از اينها گذشته ، گرچه در اين زمان ديگر صحبت از « نگرومانسى » نبود ، ولى تخيل و افسانهسرايى همچنان برقرار بود . فرخوزه تيخيرا ( Fr Jose Teixeira ) در سالهاى پايانى سده شانزدهم كتابى منتشر ساخت و ضمن آن از زبان شيادى بهنام ماركوتوليو كاتيزونه ادعا كرد كه شاه سباستيان پرتقالى در جنگ قصر الكبير در مراكش در سال 1578 م . كشته نشده بلكه زخمى شده و زخمهايش هم بهبود يافته است . او به پرتقال برنگشته ( كه در سال 1580 م . با اسپانيا ادغام شده بود ) بلكه با عنوان شواليه دولاكروا گرد جهان مىگردد . آنتونى ماندى اين كتاب را به زبان انگليسى برگرداند با عنوان : « ماجراى شگفتانگيزى كه تاكنون رخ داده . . . حاوى خطابهاى درباره شاه پرتقال دون سباستيان پس از ترك جنگ عليه كفار در سال 1578 م . و موفقيتهاى او از زمان سفر به آفريقا ، تا ششم ژانويه 1601 ميلادى » . ماندى در صفحه 90 اين كتاب افزوده بود كه سرآنتونى شرلى از ايران مىنويسد و مىگويد كه شواليه مزبور همراه تعدادى ديگر از نجباى جنگاور در خدمت ايرانيان هستند و دليرانه عليه تركان مىجنگند . البته در اين عبارات ذرهاى واقعيت وجود نداشت . اندكى قبل از اينكه سرآنتونى شرلى و اعضاى ديگر هيأت او به رم برسند ، يك نفر روحانى پرتقالى بهنام فرانسيسكو داكوستا به رم وارد شد كه سفرش را از هند از طريق ايران انجام داده بود . او اطلاعاتى اغراقآميز از وضع مسيحيان در ايران به پاپ ارائه داد و تا بدانجا پيش رفت كه